دستور زبان فارسی
در بازگردانی شعر به نثر،بخش های مختلف
یک بیت جابه جا می شوند،یعنی در شعر
برای ایجاد زیبایی و تأثیر گذاری و یا حفظ
وزن و آهنگ شعر جای اجزای سخن تغییر
می یابد.
دانستن جایگاه درست اجزای سخن، مارا در
فهم دقیق معنای شعر کمک می کند.
اکنون به ابیات زیر توجه کنید:
نعمتت بار خدایا ز عددبیرون است = بارخدایا
نعمت تو از شماره بیرون است.
خبرت هست که مرغان سحر می گویند= آیا
تو خبر داری که مرغان سحر میگویند؟
همان گونه که مشخص است،اجزای جمله
دربازگردانی معلوم می شود.
جایگاه اجزای جمله در زبان فارسی:
نـــــــــــــهاد + گــــــــــــــــــــــزاره
گــــــزاره = مفعول/ مسند/ متمم+ فعل
جایگاه نهاد: نهاد در زبان فارسی در ابتدای
جمله قرار می گیرد.
مثال: شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار
معنی: شکر گزار شکر انعام تو نکند.
نکته ی دوم:
در سال گذشته با ادبیات اندرزی یا تعلیمی
آشنا شدیم و دانستیم که هدف از شعر
تعلیمی،رسیدن به سعادت و زندگی بهتر
است.این گونه شعرها رامواعظ یاشعرهای
حکمی می گویند.مواعظ و اندرزها در شعر،
گاه به شــیوه ی غیر مســتقیم در قالب
داستانها وحکایت هابه خصوص درمثنوی ها
و گاه به صورت مستقیم در قطعه، قصیده و
غزل بیان شده اند.
شعردرس هفتم ازبخش مواعظ کلیات سعدی
است. سعدی در این قسمت از سروده هایش
در قالب غزل و قصیده به ستایش خداوند و
موعظه و اخلاق پرداخته است.