درس هشتم
بِدان: آگاه باش
در وجود: پیدا، آشکار،خلق شده
صنع: آفرینش
تعالی: بلند مرتبه است.
برّ : خشکی
بحر: دریا
بحر و برّ : آرایه ی تضاد
جواهر: جمع جوهر، سنگ های قیمتی
میغ : ابر
قوس و قزح: رنگین کمان
نظر کنی : نگاه کنی
اندر: در
بساط : فرش،گستردنی
فراخ : پهناور
گسترانیده: پهن کرده
قوس و قزح: رنگین کمان
لطیف: گوارا
دیبا: پارچه ی ابریشمی رنگین
هریکی را آنچه به کارباید ،داد: هریکی را آن چه لازم
بود داد
عالَم : جهان
قندیل : چراغدان، چراغ آویز
مختصر: محدود
نمی گنجد: جای نمی گیرد
جمال : زیبایی
سریر: تخت
مُلک: پادشاهی، فرمانروایی
درجه ی مورچه : مقام مورچه
معرفت : شناخت
حق تعالی: خداوند بلند مرتبه
چشم باز کن: دقت کن
مدهوش : سرگشته، حیران
نباتات : گیاهان
جوانب : جمع مکسر جانب ، اطراف
متحیر : سرگردان
بستان : باغ
تاریخ ادبیات:
کیمیای سعادت: کتابی است اخلاقی و دینی به
زبان فارسی تألیف محمد غزالی . نویسنده
عمده ی محتویات آن را از کتاب دیگر خود
به نام " احیاء العلوم " که به عربی نوشته
شده بود به طور خلاصه به فارسی نقل کرده
است.